تبليغاتX
عصر تکنولوژی

عصر تکنولوژی

وبلاگ در خصوص تحلیل رشد تکنولوژی نرم افزار

يك داستان واقعي براي همه ايرانيها

دارم كتابي را از آقاي ديويد اوزبرن با عنوان "بازآفريني دولت" مي خوانم. بنظرم اين كتاب بسيار عالي است. موضوع كتاب در خصوص راهبردهاي عملياتي دولت آمريكا در دوره رياست جمهوري آقاي كلينگتون است كه به مسئله بوروكراسي زدائي در بدنه دولت و كاهش نقش تولي گري آن اختصاص دارد.

در مقدمه كتاب جمله اي از مارسل پروست آورده شده است كه حيف مي دانم آنرا اينجا نياورم.

سفر واقعي اكتشاف، موكول به ديدن سرزمينهاي جديد نيست، بلكه منوط به نگريستن با ديدگان جديد است.

تا اينجائي از كتاب را كه من خوانده ام باور دارم كه بسيار كتاب با رزشي براي خواندن باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 21:42  توسط محمد رضا معطر  | 

گزيده هائي از نظرات استيفن رابينز

محتواي خوب برخي از كتابها واقعا از قدرت درك نويسنده آن و ميزان تجربه او حكايت مي كند. احيرا مشغول خواندن كتابي از آقاي استيفن رابينز اسطوره مديريت و شناخت نحوه تعاملات سازماني كتابي را با نام "كليدهاي طلائي مديريت منابع انساني" را مي خواندم. اين كتاب شامل موارد بسيار عالي در حوزه مديريت نيروي انساني مي باشد كه اكثر ما در محيط خود با آن برخورد داريم.

بمرور كه اين كتاب را مي خوانم دوست دارم مطالبي از آن را نيز كه بنظرم بسيار صحيح مي باشد را اينجا منعكس كنم

به هر چه پاداش دهيد ميرسيد

مديران معمولا به رفتارهائي كه خواهان از بين بردن آنها هستند جايزه مي دهندو د تشويق و پاداش دهي به رفتارهاي مطلوبي كه واقعا مورد علاقه شان است ناكام مي مانند. مديريت ادعا مي كند كه خواهان كار گروهي است ولي عملا به دست آوردهاي شخصي پاداش مي دهد، سپس از اينكه كاركنان با يكديگر رقابت مي كنند و دايما بدنبال اول شدن هستند تعجب مي كند.

مديريت از اهميت كيفيت صحبت مي كند ولي عملكرد بد كاركنان توليد كننده محصول بي كيفيت را ناديده مي گيرد و كساني را كه به علت تاكيد در رعايت كيفيت از برنامه هاي توليد عقب مي افتند تنبيه ميكند. اثر مديران اهميت و اثر اجرگذاري  و پاداش دهي به رفتار صحيح را درك نمي كنند

خانمي دايما به فرزند خود مي گفت : تو نيازي نداري كه پس انداز كني زيرا پس از من پول زيادي خواهي داشت. شخص مذكور عمري طولاني داشت و در تمامي زندگيش نمي توانست بفهمد كه چرا هميشه پسرش منتظر مرگ اوست. بطور قطع اگر او به پسرش گفته بود كه "در آغار هر سال از زندگي من مبلف 50000 دلار به تو مي دهم ولي وقتي مردم همه پول باقي مانده ام را به سازمانهاي خيريه مي بخشم" با توجه و مراقبت بيشتري روبرو مي شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:38  توسط محمد رضا معطر  | 

دارم دوباره كتاب بله يا خير دكتر كنت بلانچارد را مي خوانم. جدا خواندن اين كتاب را به همه توطيه مي كنم. در خصوص آن حتما خواهم نوشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 21:55  توسط محمد رضا معطر  | 

الكساندر گراهام بل : هرگز در مسير پيموده شده گام برنداريد، زيرا اين راه تنها به جائي مي رسد كه ديگران رسيده اند.

پرل س. باك : بسياري از مردم شاديهاي كوجك را باميد خوشبختي بزرگ از دست مي دهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 21:52  توسط محمد رضا معطر  | 

متن زیر، یکی از آخرین مصاحبه هایی می باشد که بیل گیتس در مقام مدیر ارشد کمپانی بزرگ مایکروسافت با وب سایت Engadget انجام داده است که توسط وبلاگ "بلاگ نوشت" ترجمه شده است.

بسیار خوشحالیم که در طی این سالها نشستهای متعددی با آقای بیل گیتس (Bill Gates) داشته ایم و برایمان جای بسی خرسندی است که وی را یکی از طرفداران خود بنامیم. آرزو داریم که این آخرین نشست ما نباشد، اما متاسفانه، شاید چنانکه نشست دیگری هم در پیش باشد، این بار ایشان متصدی Microsoft نباشند.

این بار می خواهیم، با ایشان درباره نشست تاریخی شان با استیو جابز (Steve Jobs - مدیر شرکت Apple)، نقشه هایشان برای سازمان خیریه "بیل و ملیندا گیتس"، و همچنین آینده کاریشان در Microsoft سخن بگوئیم.

از وقتی که برای صحبت با ما گذاشتید، سپاسگزاریم. دیشب در حال نت برداری برای مصاحبه امروز بودم که به فیلم مصاحبه اخیرتان برخوردم که در آن گفته بودید دنبال شغل جدیدی می گردید! فقط میخواستم بگویم که ما در Engadget دنبال نویسنده می گردیم!…

ب.گ: عالیه!

من میدانم که شما اخیراً برای گاردین چند مقاله نوشته اید.

ب.گ: بله! من کارهای شما را هم خیلی دوست دارم.

به هر حال می دانید که مرا کجا باید پیدا کنید!

ب.گ: البته (با خنده)

من دیدار شما و استیو جابز را از نزدیک نظاره گر بودم. اینکه شما روبروی همدیگر قرار می گرفتید، به نظر من گذشته از اهمیت تاریخی آن، برای بسیاری از مردم هیجان انگیز بود. میخواهم بدانم که برای شخص شما چه احساسی داشت؟ فکر میکنم که خیلی از مردم می خواهند بدانند که این دیدار برای شما طعم تلخی داشته یا بالعکس. من احساس میکنم که به نوعی تلخ و شیرین بوده است!

ب.گ: خوب من به استیو علاقمندم. و همیشه نسبت به برخورد او با صنعت کامپیوترهای شخصی، بسیار احترام قائل بوده ام. به هر حال همانگونه که استحضار دارید، صنعت کامپیوترهای شخصی توسط افراد جوانی پایه گذاری شد که آنرا باور داشتند و همه آنها با هم به رشد آن کمک کردند.

من و استیو هم سن و سال هستیم. البته او کمی از من بزرگتر است، و سه سال پس از آنکه نخستین کامپیوتر شخصی تولید شد، وارد این صنعت گردید. استیو، شانزدهمین مشتری مفسر زبان بیسیک من بوده است. من کمودور را شش ماه قبل از آن عرضه کرده بودم، و اگر به خاطر داشته باشید هشت ماه قبل از آن هم TRS-۸۰ را ارائه کرده بودم، که آن زمان Floating Point BASIC را اجرا میکردند.

در طی همین سالها هم من شهرت پیدا کرده بودم. و در واقع آن زمان، ما بیشتربا استیو وازیاک (Steave Woziak - از پایه گذاران Apple در کنار استیو جابز) سر و کار داشتیم - استیو جابز هنوز درگیر این کار نشده بود -. استیو واز (Woz) هم در آن روزها سعی میکرد که BASIC خودش را طراحی کند که البته موفقیتی بدست نیاورد.

ما روی پروژه های مختلفی با هم کار کرده ایم. وقتی که استیو، MAC را ارائه کرد، ما رابطه نزدیکی با هم داشتیم. سی نفر در Microsoft و بیست نفر در Apple بر روی رابطهای گرافیکی با هم رقابت میکردند. تجارب خوبی در آن زمان نصیب ما میشد. هنگامی که آنها به سمت حافظه های ۵۱۲ کیلوبایتی رفتند، ما هم رقیب آنها بودیم. آنها فکر میکردند که نرم افزار Jazz یک پیشرفت غیرمنتظره در صنعت خواهد بود، اما ما به آنها نشان دادیم که این Excel است که محصول غیرمنتظره ای محسوب میشود.

من واقعاً معتقدم که استیو مهارتهای منحصر به فردی دارد که من آنها را ندارم. شما کارهای خارق العاده ای از او می بینید که تولیدات متفاوتی را ناشی میشود.

خوب وقتی که آنجا با او روبرو می شدید چه احساسی داشتید؟ استیو به Beatles گفته که او احساس نامانوس و عجیبی داشته است. رقابتی که غیر قابل توصیف و توضیح بوده!

ب.گ: البته! هر کدام از ما شانسهایی داشتیم. من فکر میکنم که من و استیو، افراد خوش شانسی در صنعت بوده ایم، و این رقابت بود که ما را به این موفقیت نائل آورد. ما میدانیم که این گزینه ویژه ای است و آنجاهایی که ما در کنار هم کار کرده ایم؛ به صنعت کمک زیادی شده است. و هنگامی که ما این ارتباطات را کاملتر کنیم، صنعت کامپیوترهای شخصی وارد فاز جدیدی خواهد شد.

در ماههای اخیری که تصدی Microsoft را در دست دارید، چه می کنید؟ آیا بیشتر زمان تان را در سازمان خیریه می گذارنید؟ یا هنوز روی تکنولوژی متمرکز هستید؟

ب.گ: من در حال حاضر بطور تمام وقت، در Microsoft هستم. چه بعنوان رئیس و چه به هر عنوان دیگری. شما میتوانید این موضوع را از کارکنان کمپانی بپرسید. اما اول جولای که بیاید، تغییراتی در پیش خواهد بود. ممکن است در ماه ژوئن حضور من در Microsoft کمی متفاوت باشد. نه به این خاطر که من بر کارهای دیگری تمرکز کنم، نه! بلکه از آن جهت که آخرین ماه کاری من در Microsoft خواهد بود… به هر حال در حال حاضر، من سخت تر از هر زمان دیگری در یک دهه اخیر به کار مشغول هستم.

چیزی روی میزتان مانده که احساس کنید که هنوز شروع نشده یا کاملاً به پایان نرسیده است؟

ب.گ: خوب! تکنولوژی همراه (Tablet) هنوز در مسیر اصلی خودش قرار نگرفته است. تماشای تلویزیون از طریق اینترنت نیز همچنین - البته منظورم فراگیر شدن این تکنولوژی هاست. بطوری که میلیونها کاربر از آنها بهره ببرند-. در حقیقت اینها در مسیر رسیدن به جاده اصلی هستند ولی هنوز در آن قرار نگرفته اند.

وقتی که من برنامه های مختلف را نگاه میکنم، می بینم که ما در بسیاری از موارد پیشرفتهای بیشتری نسبت به دیگران داشته ایم.

یا مثلاً بهره وری، چیزی است که ما هنوز باید بر روی آن کار کنیم.

محاسبه در ابر (Computing in the cloud) موضوع جدیدی است که بررسی میکند چگونه نرم افزار بطور خودکار منابع سخت افزاری را به کار گیرد. این چیز خارق العاده جدیدی است که ما برای سیستم های اطلاعاتی مصرف کنندگان خانگی و تجاری آنرا در دست انجام داریم.

اکنون، دوره زمانی شگفت انگیزی است! من معتقدم که همه این چیزها به وقوع خواهند پیوست. اما به زمان نیاز است. درست همچون تکنولوژی های پزشکی که زمان بیشتری از آنچه که من دوست دارم، برای به نتیجه رسیدن، نیاز دارند.

درباره بهره وری صحبت کردید. من فکر میکنم که Microsoft واقعاً در طی سالیان، بهره وری را از آنِ خود کرده است و بازار را در دست داشته. و این واقعاً پشتوانه محکمی برای Microsoft است. اما با این حال، شما هنوز احساس می کنید که در بدست آوردن بازار مشتریان قصور کرده اید؟ یعنی واقعاً روی مشتریان تمرکز نداشتید اما استیو جابز و شرکت Apple داشتند؟ یا اینکه آرزو میکنید که همه مشتریان دیگر را هم تحت پوشش می گرفتید؟

من فکر میکنم که کلید اصلی، مفهوم کامپیوترهای شخصی و صنعت نرم افزاری است. این چیزی است که ما در سال ۱۹۷۵ بر آن اساس، هسته اصلی شرکتمان را بنا نهادیم. برنامه های کاربردی ثالثی هستند که مصرف کنندگان، آنها را بر روی Windows اجرا میکنند. من فکر میکنم که ما مسیر اصلی را به آنها داده ایم، و شما می بینید که آنها هر روز بهتر میشوند. این نقش کلیدی ما را نشان میدهد.

بله! Microsoft خودش برای موزیک و عکس و همه اینها برنامه دارد، اما آنچه که ما را متمایز میکند، این است که ما به نرم افزارهای ثالث هم وسعت اجرا میدهیم. سخت افزارها متنوع هستند، و نرم افزارها هم همینطور.ما به مرزهای تازه ای نیاز داریم که من فکر میکنم، واسط طبیعی و سرویسهای اتصال، میتوانند ما را قادر به حرکت به سمت این مرزهای جدید کنند.

ما بخاطر بازیهایی که مردم بر روی Windowsها اجرا میکنند، به خود افتخار میکنیم. اما حرکت به این مرزهای جدید، میتواند نوید وارد شدن به مرحله جدید را به آنها بدهد.

به نظر من تاکید و اهمیت دادن به شرکتهای دیگر، کاری است ما همیشه بهتر از بقیه آنرا انجام داده ایم و امیدوارم که این موضوع ما را در موقعیت مناسبی قرار دهد.


درباره Windows، یکصد میلیون لیسانس فروخته شده، بدیهی است که مقدار هنگفتی است. اما فکر میکنم در ماههای اخیر، خصوصاً با تبلیغات رسانه ها و وبلاگها، Vista واقعاً در بین مردم ضربه خورده است. خیلی از کاربران به XP بازگشت کرده اند یا حداقل از بازگشت سخن میگویند. احساس نمی کنید که بی اعتبار شده است؟ آیا در طراحی محصول اصلی کمپانی، انتظارات مصرف کنندگان لحاظ نگردیده است؟

ب.گ: من اینطور فکر نمی کنم! هر نسخه ای از Windows امکانات جدید زیادی دارد که مردم از آنها بهره می برند، امکاناتی که با دوام هستند اما گاه سخت!

در گذار از XP به Vista ما چیزهای زیادی برای تغییر دادن داریم. آیا درایورهای سخت افزارها آماده این گذار شده اند؟ آیا ما به روزرسانی را تا آنجائیکه میتوانستیم برای این گذار آسان کرده ایم؟

وقتی که مردم به سمت Vista حرکت میکنند، آنها در کل احساس خوبی دارند. این خوشنودی شاید کامل نباشد، اما احساس خوبی است. به هر حال ما به گذار برای بهتر شدن کارها نیاز داریم.

در حال حاضر درایورها در دسترس قرار گرفته اند. بطور کلی وقتی که ما به محصولی نگاه میکنیم و میگوئیم که «خوب است!» ممکن است چیزهای خوب بسیاری در آن باشد، اما ما برای چیزهایی که برای انتقال به نسخه جدید لازم هستندذ، بایستی آمادگی پیدا کنیم. بنابراین بازگشت میکنیم تا آماده شویم.

پروسه های سختی در Windows وجود دارد که ما درباره آنها بررسی میکنیم و آنها را آسانتر ارائه میدهیم. نظرات برای ما خیلی مهم هستند. اما Vista محصولی است که امکانات فوق العاده ای دارد. من مردم را به استفاده از آن تشویق میکنم. ما به امکانات Vista افتخار میکنیم!

بله، البته! اما آیا خودتان به شخصه از آن کاملاً راضی هستید؟

ب.گ: من هیچ وقت از هیچ محصول Microsoft رضایت کامل ندارم!

پس این جمله را تصدیق میکنید که "نرم افزارها هیچگاه کامل نیستند، بلکه فقط کنار گذاشته میشوند؟"

ب.گ: همیشه ویژگی هایی وجود دارند که من میخواهم به نرم افزارها اضافه گردند، یا امکاناتی که دوست دارم، کمی بیشتر به آنها رسیدگی شود.

افرادی که در این کمپانی موفق هستند، کسانی هستند که بطور خنده آوری سخت کوش و مصمم هستند. آنها تقریباً وادار میشوند که کار را رها کنند و در این زمان، اصلاً کار آماده ارائه شده است! اما من در هر محصولی جستجو میکنم و آرزوهایم را برای بهتر شدن آن بیان می دارم.

بخشی از سازمان خیریه بر روی تکنولوژی متمرکز است تا به بالابردن سطح سلامتی در کشورهای در حال توسعه کمک کند. آیا قصد دارید که از آن بعنوان یک شرکت نرم افزاری یا یک کمپانی در زمینه تکنولوژی استفاده کنید؟

البته که نه! مسلماً این مسئله کاملاً متفاوت است. من فکر نمیکنم که کمپانی هایی که در زمینه تکنولوژی فعالیت دارند، همه شبیه به هم باشند. اینجا در سازمان خیریه، شما با تحقیقات آکادمیک، دانشمندان بزرگ شرکتهای دارویی، دولتهای توسعه یافته و در حال توسعه، سازمانهای غیر انتفاعی و… سر و کار دارید که برای عموم فعالیت میکنند.

بزرگترین بخش سازمان خیریه ما به پیدا کردن درمان برای بیست نوع بیماری مختلف می پردازد. مالاریا، ایدز، سل و بیماری های دیگری که بسیاری از آنها در کشورهای فقیر شیوع دارند و برخی از مردم ثروتمند حتی نام آنها را نشنیده اند مانند Visceral و Leishmaniasis.

خوب راهی که ما در پیش گرفته ایم، هماهنگی بیشتر انرژی و منابع است. اما محرّک ما برای این مسیر، بازار نیست. این مسیر نیاز به ابداعات و اختراعات دارد. و چون ما هنوز در مراحل اولیه هستیم، من هم به این گروه پیوسته ام. و میخواهم چیزهای زیادی یاد بگیرم.

من کتابخانه بزرگی از کتب علمی و خصوصاً علوم زیستی جمع آوری نموده ام. در نیمه دوم سال، که بیشتر وقتم را صرف آنها خواهم نمود.

شما سازمان خیریه را راه اندازی نموده اید و بطور خارق العاده ای هم به آن کمک مالی میکنید. مسیر اولیه چیست؟ اولین سال سازمان چگونه خواهد بود، و شما آرزو دارید که در دوازده ماه اول چه کاری انجام گیرد؟

ب.گ: خوب من در سازمان بصورت پاره وقت حضور خواهم داشت. آنجا افراد بزرگی هستند که بطور تمام وقت فعالیت میکنند، از جمله پتی استونسیفر (Patty Stonesifer - سرپرست بنگاه خیریه گیتس) و همسر من که وقت زیادی میگذارد.

ما از کمک مالی ۱/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ خواهیم رسید. بنابراین ما در حال صعود کردن هستیم، و این نشان میدهد که ما بلند پروازیم. ما میخواهیم که یک کار غیرمنتظره انجام دهیم، مثلاً کشف یک واکسن جدید، و در این راه شما واقعاً به پول بیشتری نیاز خواهید داشت. اما خوشبختانه اقبال عمومی نسبت به این کارها بیشتر شده است. اجماع سازمان Global، Bono و سازمان ما که به تازگی آغاز شده است، باعث می شود تا بهتر به آنچه که می خواهیم برسیم.

خوب من با روسای سازمانهایی که در این باره تجارب زیادی دارند و بیشتر درگیر این نوع کارها هستند، دیدار خواهم کرد و از آنها برای همکاری دعوت میکنم. همچنین با افراد خیّر و نیک اندیش، نشست خواهم داشت و درباره لذّتی که از این کار نصیب من شده است سخن خواهم گفت، و آنها را ترغیب به همداستانی می کنم. به هر حال، هر کاری که از دستم بر بیاید انجام خواهم داد. اما هدف اصلی سازمان تلاش برای سلامتی دو میلیارد انسان فقیر دنیاست تا آنها هم همچون دو میلیار فرد ثروتمند احساس سلامتی داشته باشند. این هدفی بود که از ابتدا اتخاذ شده بود و من تنها جهت تسریع آن تلاش خواهم نمود.

و اما سوال آخر؛ چه محصولاتی در Microsoft است که دوست دارید قبل از رفتن ناخنکی به آنها بزنید؟

ب.گ: من واسط طبیعی کاربر (Natural User Interface) را دوست دارم و دلم میخواهد که با گروهی که در این باره کار میکنند، بمانم تا آنگاه که وقتش برسد و آنرا در جریان اصلی استفاده قرار دهیم.

جستجو، پروژه عظیم دیگری است که افراد مستعدی در حال پیش بردن آن هستند. افرادی که مردم آنها را نمی شناسند، اما در حال خلق چیزهای واقعاً متمایزی هستند. استیو بالمر (Steve Ballmer - رئیس جدید Microsoft) استارت این پروژه را زده است.

زمانی که در Microsoft نیستم، بر روی نرم افزارهایی برای سیستمهای درمانی و آموزشی فکر خواهم کرد. تا زمانی هم که اینجا هستم، جستجو میکنم ببینم که در این زمینه ها Microsoft چه گامی میتواند بردارد.

به هر حال در این مدّت باقیمانده، فکر کنم شاید در سه پروژه با Microsoft همکاری داشته باشم.

از نشستی که با ما داشتید بسیار سپاسگزارم.

ب.گ: خواهش میکنم. مصاحبه خوبی بود.

آدرس مرجع : http://www.irexpert.ir/Webforms/News/NewNewsDetail.aspx?EvID=48728

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 21:42  توسط محمد رضا معطر  | 

گروهي از متخصصان و مديران صنعت IT (؟) در كشور طي بيانيه اي نظرات خود را در خصوص نگرش يكپارچه سازي و صنعت ERP مطرح كرده اند و از دولت خواستار اعمال نظر در اين خصوص شده اند. ضمن ابراز تشكر از اين اساتيد در خصوص نگراني از هدر رفتن سرمايه ملي  لازم است برخي نكات را در خصوص مطالب قيد شده مورد بررسي قرار دهيم
در جائي از  اين سند قيد شده است كه :
جامعه انفورماتيكي دست از تقليد طوطي وار بردارد و به حل مسائل واقعي كشور و تمهيد راههاي عملي براي برون رفت از بن بست ناكارائي و بي كيفيتي كمي و كيفي آنها با تاسي از شعار "جنبش نرم افزاري" و تاكيد به آرمان "توليد علم" همت گمارد و...
كه بايستي از اين دوستان پرسيد كه آيا اين ناكارائي مديريت را نبايد در عدم كفايت در مديريان اجرائي سازمانها و شاخصهاي نامعتبر در گزينش مديران جستجو كرد؟ و آيا اين ناكارامدي در ارتباط مستقيم با عملكرد خيل عظيمي از مديريان اجرائي كشور و مشاوران دانشگاهي آنان نيست كه فاقد دانش اجرائي لازم براي مديريت و برنامه ريزي مي باشند؟

البته گوشه اي از مطالب قيد شده در اين مستند بيانگر  موضوع فوق است. به راستي شركتهاي بزرگي همانند ايران خودرو و سايپا با عدم برنامه ريزي كافي و ناكارآمدي در سطح مديريت و برنامه ريزي قطعا نخواهد توانست اجراي موفقيت آميزي از راهكار ERP در محدوده تجارت خود داشته باشند. ( لازم به تذكر است كه دراين سند از دانش سازماني اين سازمانها سخن به ميان آمده است كه متاسفانه شخصا نمي دانم كه منظور گوينده از بيان اين مطالب چه مي باشد و آيا ديدگاههاي ما در مديريت سازماني از شاخصهاي سنتي ما در اداره هيئتي يك ساختار ناشي شده است يا اينكه واقعا مي دانيم كه به چه نحوي مي توان يك سازمان را با بدون تاسي به ساختارهاي دايناسور وار و فرسوده جاري مديريتي كشور اداره كرد. )

در بخشي از اين مستند به معماري منسوخ  نرم افزارهاي ERP اشاره كرده است كه در خصوص نويسنده مطلب مي توان گفت كه ايشان هيچ گونه دركي از معماري سازمان يا نرم افزار نداشته اند و بيان اين مطلب در خصوص شركت هاي نرم افزاري بزرگي همچون SAP, Oracle, IFS و Sage گوياي اين مطلب است كه نه تنها گوينده حتي درك كلامي از مفهوم معماري نداشته است بلكه ايشان از ضعف شديد مطالعه در خصوص هر يك از اين راهكارها بشدت رنج مي برد كه اين امر ( اظهار نظر بدون اطلاع ) در كشور ما يكي از مسائل مرسوم و رايج در سطح مديريت اجرائي سازمانها مي باشد. علاوه بر اين بخش عمده اي از مشاوران سازماني ما سازمان را به راهكارهاي تكنولوژيك و نه تجاري هدايت مي كنند كه اين خود از عدم درك كافي آنان از نحوه عملكرد بنگاههاي اقتصادي نشات گرفته و آمار تصميم گيريهاي اشتباه و شكستهاي پياپي در كارنامه اين مشاوران در سازمانهاي مختلف كشور موج مي زند.

در جائي از اين مستند آورده شده است كه " رواج برخي تصورات مبالغه آميز كه بموجب آنها بر نياز شركت ها و سازمانهاي كشور به بازنگري در فرآيندها و روشهاي خود تاكيد داشته و داشته هايشان به هيچ گرفته مي شود" . در اين خصوص بايستي گفت كه البته انجام اين عمل در گرو بدور انداختن بخش عمده اي از مديريت فسيل گونه و ناكارآمد سازمان با رفتارهاي مملو از محافظه كاري ميباشد كه شايد بخش عمده اي از گوينده گان در حوزه اين امر ذينفع بشمار آورده شوند. در ضمن به نظر حيف مي آيد كه سازماني كه به راحتي ساليانه اينقدر بودجه دولت و مردم را صرف مي كند و در نهايت روزانه هر پرسنل سازمان از هر 8 ساعت كار، ميزان كار مفيدي برابر با 8 تا 20 دقيقه را مطابق با موارد اعلام شده از سازمان مديريت دارا بوده و زمان كاري مديران اجرائي سازمانها سرشار از جلسات غير مفيد و بي فايده مي باشد، از بلوغ دانش اجرائي در سطح سازمان صحبت بعمل مي آورد.

در اين مستند اشاره واضحي به تعطيلي صنعت داخلي شده است كه من لازم مي دانم كه اشاره اي به اين امر كنم كه " علت از بين رفتن دايناسورها عدم قابليت تغيير و انطباق آنها با محيط بود" و من فكر مي كنم شركتهاي نرم افزاري ما و مديران اين صنعت به جاي فرافكني در خصوص جلوگيري از ورود همتاي خارجي بهتر است نگاهي مناسب تر به روش كاري و زيرساختهاي  مديريت، مدلسازي و توليد خود داشته باشند كه اين امر نهايتا منجر به ايجاد درك صحيحي از عملكرد در حوزه اجرا خواهد شد. البته لازم به ذكر است كه اين مسئله با اين اصل كه ما مي بايست به پشتيباني از صنايع داخلي در حوزه IT كمك كنيم منافاتي ندارد ولي اين امر در سايه برنامه ريزي درست و دقيق، پرهيز از توهمات و منطبق بر فكر و تجربه حاصل مي شود و بنظر بنده بجاي فرافكني در خصوص نفي دانش مديريت در خارج از توان خود و بعبارتي اختراع دوباره چرخ، از اين دانش در جهت يادگيري و بالابردن توان و ظرفيت علمي خود استفاده نمائيم.

در جاي ديگر از اين مستند به دانشگاهها بعنوان مراكز توليد علم اشاره شده بود كه بايستي بعرض برسانم كه دانشگاههاي ما و بخصوص دانشگاه صنعتي شريف  تعمدا در حال حاضر در حال هزينه بودجه براي پرورش نيروي كار و تحصيل براي كشورهائي نظير آمريكا، كانادا، استراليا و اروپا مي باشند و به اين امر مفتخر هستند كه بخش عمده اي از پروژه هاي خود را در راستاي هدايت به كتابخانه ها ( براي خاك خوردن ) و يا زباله داني ( از روي بي هدفي و بي مصرفي ) تعريف و اجرا مي كنند و براستي من از اين دوستان درخواست مي كنم كه ليست 10 پروژه موفق دانشگاه ( با هزينه گزاف ) كه در صنعت تحول ايجاد كرده اند و منشا داخلي داشته اند را معرفي كنند تا حداقل مايه افتخار باشد. بنظر مي رسد كه بقول شاعر فرزانه سهراب سپهري "چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد" نكنيم كاري كه سيستم عامل ملي ديگري در كشور باشد.

در نهايت بنده  بعنوان عضوي از جامعه نرم افزاري ايران بابت حساسيت و دلسوزي بدور از منفعت طلبي اين عزيزان كمال تشكر را از ايشان دارم و اظهار نظر اين دوستان را نقطه عطفي بر صنعت نرم افزار در كشور مي دانم.

موضوع اصلي :نقد چگونگی جذب گفتمان و خرید محصولات ERP در کشور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 20:32  توسط محمد رضا معطر  | 

آيا ميدانيد

من كه خيلي از اينها را نمي دونستم

آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد

 آيا ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه.

يا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند
 
آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند
 

آيا ميدانستي که روباهها همه چيز را خاكستري ميبيند

آيا ميدانستي که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند
 
آيا ميدانستي که زرافه ايستاده وضع حمل مي‌كند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافند
 
آيا ميدانستي که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد
 
آيا ميدانستي رود دجله به خليج فارس ميريزد
 
آيا ميدانستي که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند
 
آيا ميدانستي که اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید
 
آيا ميدانستي که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کند
 
آيا ميدانستي که اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد
 
آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است
 
آيا ميدانستي که در شيلي منطقه ي صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است
 
آيا ميدانستي هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا ميشود
 
آيا ميدانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است
 
آيا ميدانستي که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا مي‌ايستد حدود سه متر است
 
آيا ميدانستي زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند
 
آيا ميدانستي خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند
 
آيا ميدانستي که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهاي کره زمين زير آب ميرود
 
آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند
 
آيا ميدانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است
 
آيا ميدانستي هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهاي آنها به هم شبيه نيست
 
آيا ميدانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشود
 
آيا ميدانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد
 
آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست
 
آيا ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است
 
آيا ميدانستي که شبكه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد
آيا ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد
آيا ميدانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است
 
.آيا ميدانستي طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است.
 
آيا ميدانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند
 
آيا ميدانستي که تنها موجودي كه ميتواند به پشت بخوابد انسان است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 2:43  توسط محمد رضا معطر  | 

اولين سخن

به نام خدا

امروز بعد از مدتها تصميم گرفتم كه يك وبلاگ فارسي راه بندازم. من مدتهاست كه يك وبلاگ انگليسي زبان را اداره می کنم و در آن بیشتر به مطالب تکنولوژیک می پردازم. دوست دارم در اين وبلاگ حرف دلم را بزنم.

امیدوارم .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 1:16  توسط محمد رضا معطر  |